زندگی از نگاه نوید مجاهد
به خاطر یه ذره خوشی و راحتی و آسایش باید کلی نا خوشی و ناراحتی و سختی تحمل کنیم .... این چه ارزشی داره .... آخرش که چی ... می خوایم بمیریم وهمه چی تموم ... بهتره همین حالا بمیریم تا سختی های کمتری رو تحمل کنیم .
نوید : خب نگاه تو به این دنیا خیلی وحشتناکه ... مثل من دنیا رو ببین ... منی که از کمترین حقوق و توانائیهای انسانی بر خوردارم .... من انتخاب شدم به این جهان بیام ... بین میلیاردها انتخابی که بود من انتخاب شدم و دوست دارم زندگی توی این دنیا رو تجربه کنم ... تلخ یا شیرین سخت یا آسون یه تجربه است ... من اومدم به این دنیا و می تونم کلی چیزهای مختلف ببینم کلی صدا ها و نواهای مختلف کلی بو ها و طعم ها و رنگ های مختلف و کلا تجربه زندگی روی این کره خاکی رو می تونم داشته باشم .
تو هم سعی کن با شرایط و امکاناتت هر چند محدود از تجربه زندگی روی این کره خاکی لذت ببری و کلی کار و راه و چیزهای جدید رو توی این زمانی که به تو داده شده رو امتحان کنی و هیجاناتش لذت ببری .
پی نوشت ۱: اون معلول بود و دچار دیفروشنی دوشن یعنی ضعف عظلات که از کودکی دچارش بود و هر روز حالش بد تر میشد ... اون فقط می تونست انگشتهای دستش رو حرکت بده فقط همین .... اونو با جرثقیل سقفی از روی تختش بلند میکردند و به صندلی چرخ دارش می بستند چون نمیتونست خودشو نگه داره حتی گردنشو نمیتونست حرکت بده و بعد دستشو روی ریموت می زاشتن . و اون وقتی به پشت میزش میرسید کسیو صدا میکرد که دستشو بزاره روی میز نزدیک موس و فقط با یه موس میتونست کار کنه . اون خیلی موفق و باسواد و فوق العاده امیدوار بود .
پی نوشت ۲ : این گفتگو برای اقلا ۵ سال پیش بود و زمانی که من خیلی افسرده و نا امید شده بودم و سختی ها بهم غلبه کرده بودند .... ولی الان نظرم این نیست ...
الان نظر من اینه که همه حق دارند زندگی کنن و از این فرصتی که بهشون داده شده استفاده کنند تا به اهداف و آرزوشاشون برسن .... پس چرا می خواین خودتونو فدا کنیدو زندگی رو تحمل کنید و به سوی نا بودی برید ... حتما راه حلی هست . بیشتر فکر کنید و گاهی مشورت کنید .