من با زندگيم چيكار كردم
دارم جزاي چه كاري رو پس ميدم ؟؟
اونقدر اشتباه كردم كه نميدونم كدومشون پاپيچم شده !
دوران مجردي عالي و خوبي داشتم .
داشتم از زندگيم نهايت لذت رو ميبردم .
چه روزهاي خوشي ...همش مسافرت ...همش تفريح ... با دوستان به شادي .
آخرين سفرم مشهد بود .
همين كه از مشهد اومدم سر و كله آقا پسري كه بعد شد آقاي همسر پيدا شد .
اونقدر همه چيز سريع پيش رفت كه يه دفعه به خودم اومدم ديدم توي حرم حضرت معصومه نشستم كنار يه آقاي داماد و آقاي عاقد داره صيغه عقد دائم ميخونه و خواهر كوچولو و زن داداشم دارن بالاي سر من قند ميسابند و من هم با اخم دارم ميگم ......
با اجازه بزرگترها و پدر و مادر عزيزم ...بله
به همين راحتي "پي پي " كردم به زندگيم .
پي نوشت : هر چي فكر ميكنم ميبينم بزرگترين اشتباه من راه دادن خواهرم به خونه ام و الوده كردن حريمم بوده .
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۱ ساعت 8:49 توسط لیلا
|